ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور

چو غنچه گر چه فروبستگیست کار جهانِ* تو همچو باد بهاری گره گشا می‌باش

به دور لاله قدح گیر و بی‌ریا می‌باشبه بوی گل نفسی همدم صبا می‌باش نگویمت که همه ساله می پرستی کنسه ماه می خور و نه ماه پارسا می‌باش چو پیر سالک عشقت به می حواله کندبنوش و منتظر رحمت خدا می‌باش گرت هواست که چون جم به سر غیب رسیبیا و همدم جام جهان اطلاعت بیشتر دربارهچو غنچه گر چه فروبستگیست کار جهانِ* تو همچو باد بهاری گره گشا می‌باش[…]